نام داستان : بوی کباب تعداد صفحات : 6 فرمت : pdf غروب یکی از روزهای آخر اسفند بود.هوا کمی ابری و سوز سرمای زمستان هنوز قدرت نمایی می کرد.به اصرار ، بچه ها را برای خرید عید با ماشین به بازار رساندم. خیابان ها شلوغ و پیاده روها مملو از جمعیت ، اکثرا دست خالی و اگر دقت می کردی... ...